السيد محمد باقر الداماد ( الميرداماد )

54

تقويم الايمان وشرحه كشف الحقائق للعلوي ( تعليقات النوري )

جريان فلسفي مشّاء واشراق وآموزه‌هاى شيعي تشكيل مىداد . در بخش بعدى پيرامون اين اصطلاح بيشتر سخن خواهيم گفت . 4 . ثالث المعلّمين بل أوّلهما : در لسان حكما اصطلاح معلّم بر كسى اطلاق مىشود كه جامع دانشهاى متداول زمانهء خويش ، واضع ومؤلّف علمي خاصّ باشد ونقشى در پيشبرد آن داشته باشد . در سير تاريخ انديشه‌ها ، معمولا اصطلاح « معلّم اوّل » در مورد أرسطو به كار مىرود . چه أو بود كه براي نخستين بار مباحث منطقي را تأليف نمود . صاحب روضات الجنّات گويد : « سبب معلّم اوّل گفتن أرسطو چنانچه مسموع افتاد آن كه وى نخستين واضع علم منطق بوده ، ونخستين كسى است كه مذهب تناسخ را ابطال نمود ، وهم اوّلين كسى است كه مطالب سخيفه وموهومه را از ميان مطالب حكمت برانداخت وراه استقلال واثبات مدّعى با دليل وبرهان منطقي را باز نمود ، والّا پيش از أو مطالب حكمت وفلسفه را از راه تقليد اخذ مىكرده‌اند » « 1 » . عنوان « معلّم ثاني » نيز در مورد أبو نصر فارابى به كار مىرود . چرا كه أو مؤسّس فلسفهء اسلامى بوده وانديشه‌هاى حكماى يوناني را به ميان مسلمانان آورده وبه آنها آموخته است . وامّا اصطلاح « معلّم ثالث » گاه در مورد مسكويه ( 320 - 421 ه ق ) به كار رفته است . « گويند : مسكويه را معلّم سوم بدان گفته‌اند كه در بازسازى شاخهء عملي فلسفهء يونان - يعنى فلسفهء اخلاق - واستوار كردن پايه‌هاى آن نقشى بىهمتا داشته است ، چنان كه هيچ مصنّفى كه حتّى تا امروز در فلسفهء اخلاق كتابي نوشته ، بر آنچه أو آورده است چيزى نيفزوده . » « 2 » . برخى نيز اين عنوان را زيبندهء ابن سينا دانسته‌اند . چه پس از فارابى أو نخستين كسى بود كه فلسفهء اسلامى را از حالت ركود نجات داد وسعى در پىريزى فلسفه‌اى جديد داشت كه افزون بر عناصر حكمت ارسطويى وانديشه‌هاى افلاطونى ونوافلاطونى ،

--> ( 1 ) . ريحانة الأدب ، ج 5 ، ص 345 . ( 2 ) . تجارب الأمم ، ج 1 ، ص 27 .